گروه علمي تحليلي طيف

Thursday, Sep 09th

Last update04:44:43 AM GMT

در اينجا قرار داريد: Home

گفتگو با دکتر محمدمهدي نايبي، رييس هيأت‌مديرة گروه‌هاي صنعتي شرکت موج خاور- بخش نخست

نامه الکترونیک چاپ

گفتگو با دکتر محمدمهدي نايبي، رييس هيأت‌مديرة گروه‌هاي صنعتي شرکت موج خاور- بخش نخست

لزوم عزم ملي براي توليد در حوزة مخابرات

در ادامه مصاحبه قبلي و در تکميل آن با دکتر محمد مهدي نايبي، رئيس هيأت مديره گروه‌هاي صنعتي موج به گفتگو نشستيم. دکتر نايبي به مشکلات اصلي صنعت مخابرات اشاره کردند و راهکارهايي نيز ارائه دادند. آنچه در ادامه مي‌خوانيد بخش اول اين گفتگو است.

  • · به‌عنوان اولين سؤال لطفاً در مورد مشکلات توليد در کشور صحبت بفرماييد؛ مشکلاتي که شايد منحصر به صنعت مخابرات نباشد و ساير صنايع هم به آن مبتلا باشند.

مهم‌ترين مشکل توليد در کشور وابستگي اقتصاد به نفت و در پي آن عدم توجه به ديگر صنايع است. تا وقتي منابع کسب درآمد آسان‌تر در کشورهاي نفت‌زده‌اي همچون ايران وجود دارد، به‌طور ناخودآگاه کسي به فکر کسب درآمد از ديگر صنايع و توليد ملي نمي‌افتد. البته در تعريف توليد ملي هم اختلاف‌نظر وجود دارد، ولي آنچه از توليد ملي مدنظر بنده است برداشت سرمايه‌ها و منابع زيرزميني کشور و فروش آن و يا توليد محصولي در يک بازار مخصوصاً غيررقابتي نيست، بلکه توليد محصولي است که قابل عرضه و رقابت در بازارهاي بين‌المللي باشد. بي‌ترديد اين هدف مهم بدون برنامه‌ريزي دقيق و تقويت صنعت داخلي، عملي نخواهد شد.

  • · به‌طور خاص در حوزة مخابرات چه مشکلاتي در کشور وجود دارد؟

اجازه بدهيد بحث دربارة مشکلات حوزة مخابرات را با ذكر مشکلات رگولاتوري آغاز کنم. البته به نظر مي‌رسد مسؤولان سازمان رگولاتوري از نقاط ضعف تنظيم مقررات در حوزة مخابرات کشور به‌خوبي آگاه هستند اما ساختار دولتي و به‌نوعي فعاليت زيرنظر وزير ICT، مانع بيان كردن مشکلات ساختاري آن مي‌شود.

در دولت نهم استقلال رگولاتوري به اندازه‌اي دچار اشکال بوده است که يکي از اعضاي برجستة کميسيون تنظيم مقررات به خاطر نظر مخالف نسبت به مواضع رييس کميسيون (وزير ICT) در يک موضوع خاص از اين کميسيون کنار گذاشته شد! شخصي هم که جايگزين ايشان شد، اگرچه از حاميان فعاليت بخش خصوصي در کشور بود، اما از نظر حقوقي از اعضاي هيأت‌مديرة اپراتور دولتي است و حضور ايشان در کميسيون تنظيم مقررات به شدت جاي سؤال دارد.

متأسفانه بارها پيش آمده كه رگولاتوري تصميمي را ابلاغ كرده اما اپراتور دولتي از اجراي آن سر باز زده است. بايد جايگاه اين سازمان تقويت شود تا اپراتور غالب (دولتي) هم ملزم به اجراي مصوبات اين سازمان باشد. اين سازمان يک سازمان نوپا است که در بسياري از زمينه‌ها همچون نظارت و صدور پروانه هنوز با خلأ و كاستي‌هايي مواجه است. علاوه بر اين، کارشناسان حوزة تنظيم مقررات نيز در اين سازمان انگشت‌شمار هستند.

اتفاقاتي که در چند سال گذشته در حوزة رگولاتوري رخ داد، موجب شد حتي صحبت‌هايي مبني بر حذف اين سازمان و انتقال آن به زيرمجموعة شوراي رقابت در مجلس مطرح شود. البته به نظر بنده اين کار به صلاح حوزة ICT نيست. درواقع با اين اقدام، به دليل عملکرد ضعيف رگولاتوري سازماني را حذف مي‌کنيم که بخش عمده و مهمي از وظايف وزارت ICT را انجام مي‌دهد. مهم‌ترين معاون وزير ICT، رييس سازمان تنظيم مقررات است. وزير آيندة ICT هم بايد رگولاتوري را مهم‌ترين بخش بدنة وزارت ICT بداند و تمام تلاش خود را در جهت تقويت جايگاه اين سازمان به‌كار گيرد. بايد با تزريق اعتبارات مالي به سازمان، زمينة رشد بدنة کارشناسي و جذب نيروهاي توانمند در سازمان فراهم شود. در عين حال بايد براي تربيت نيروي متخصص از تجربه‌هاي ديگر کشورها، دوره‌هاي آموزشي و مشاوران خارجي بهره گرفت. اميد است با اقداماتي که وزير آيندة ICT انجام مي‌دهد اين نهال نوپا در آينده‌اي نزديک به درختي تنومند تبديل شود.

  • · در حوزة صنعت ICT با چه مشکلاتي روبه‌رو هستيم؟

به‌طور كلي، مشکلات اين حوزه به دو دسته تقسيم مي‌‌شود: بخش اول به نوع نگاه وزارت ICT نسبت به صنعت بازمي‌گردد. وزارت ICT متولي توسعة ICT در کشور و به‌عبارت ديگر، داية همة شرکت‌هاي خصوصي و دولتي است. اگر تفکر مديران وزارت ICT غير از اين باشد (يعني به‌جاي نقش حاکميتي، خود را مدير اپراتور دولتي بدانند) خود را در مقابل بخش خصوصي قرار مي‌دهند و توسعة ICT در کشور با مشکل مواجه مي‌شود، موضوعي که تاكنون بارها در کشور شاهد آن بوده‌ايم.

مورد دوم رکودي است که در حال حاضر در بخش IT شاهد آن هستيم. با آغاز طرح تکفا، در دولت‌هاي قبلي به دليل تزريق اعتبارات مالي در اين حوزه شرکت‌هايي شکل گرفتند، اما اين موج موقتي بود و به مرور زمان از بين رفت. البته وضعيت شرکت‌هاي حوزة CT هم چندان تعريفي ندارد، اما به هر حال اين شرکت‌‌ها فعال‌ترند، قدمت بيشتري دارند و مرحلة نوپايي خود را گذرانده‌اند، براي همين با وجود تعديل نيرو در چند سال گذشته، همچنان به حيات خود ادامه مي‌دهند. البته اگر وضع به همين منوال ادامه پيدا کند آنها هم به سرنوشت شرکت‌هاي حوزة IT دچار مي‌شوند.

  • · ريشة اصلي مشکلات کجاست؟

بخشي از مشکلات به وضع اقتصادي کشور و کنترل نقدينگي توسط دولت، گروهي هم به سياست‌هاي بخشي در حوزة ICT بازمي‌گردد.

  • · کنترل نقدينگي توسط دولت کجا خودش را نشان داده است؟

در حال حاضر برنده شدن در مناقصه آرزوي شرکت‌هايي است که منابع مالي کافي براي پرداخت دستمزد کارمندان‌ خود را ندارند. وقتي هم اين شرکت‌ها در مناقصه برنده مي‌شوند، نمي‌توانند طلب‌هاي خود را به‌موقع از دولت وصول کنند، در نتيجه مشکلات‌شان مضاعف مي‌شود. بي‌ترديد پرداخت حقوق کارکنان يک شرکت در شرايط عادي بسيار آسان‌تر از پرداخت حقوق آنها در شرايطي است که در يک پروژة چندميلياردي سرمايه‌گذاري کرده‌اند. البته اقدامات مثبتي هم طي سال‌هاي گذشته توسط دولت، چه دولت هشتم و چه دولت نهم، انجام شده است اما چنان‌که بايد هدفمند نبوده است.

  • · منظورتان از اقداماتي که هدفمند نبوده است چيست؟ آيا مورد خاصي مدنظرتان است؟

باوجود اين‌که در دولت هشتم با توصيه‌هاي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي کشور‌ مبني بر واگذاري امور داخلي مجموعة مخابرات به بخش خصوصي، مناقصة GC برگزار شد، اما همان‌طور که مي‌دانيد سه شرکت GC بالغ بر ده‌ها شرکت زيرمجموعه داشتند که پروژه بايد از طريق آنها انجام مي‌شد. اما در دولت نهم يک بازگشت به عقب صورت گرفت و در عمل به جاي شرکت‌هاي خصوصيGC، شرکت‌هاي مخابرات استاني کارگزار همراه اول شدند. درواقع نقش GCها را شرکت‌هاي دولتي بازي کردند. نتيجه اين شد که ديگر مناقصه‌‌اي به اين شکل برگزار نشد.

قرارداد توليد 6ميليون تجهيزات تلفن همراه هم با وجود اشکالاتي که در نحوة واگذاري آن وجود داشت اقدام خوبي بود که در دولت نهم صورت گرفت. البته به عقيدة من قرارداد توليد 6ميليون تجهيزات و GC به‌طور کلي شبيه بودند و اشکالات مشابهي داشته‌اند. به‌عنوان مثال در قرارداد GC، شرکت‌هاي طرف قرارداد تعهد کردند ظرف مدت يک‌سال 2000سايت را راه‌اندازي کنند، موضوعي که از همان ابتدا هم مشخص بود ظرف اين مدت كوتاه به نتيجه نخواهد رسيد. در عمل زمينه‌سازي انجام پروژه مثل تملک برخي از سايت‌ها به تنهايي نزديك به يک سال زمان برد. به‌طور مشابه در قرارداد توليد 6ميليون تجهيزات هم قرار شد تجهيزات 18ماهه آماده و تحويل شود، اما اين امر نيز هم از بعد نيروي انساني و هم از بعد تجهيزات تقريباً غيرممکن بود. هر چند در حال حاضر نيروي انساني اين شرکت‌ها چند برابر شده است اما افزايش هزينه‌ها به مشکلات مالي آنها دامن زده است. علاوه بر اين در آغاز اين پروژه نحوه تست تجهيزات را براي کارفرما و هم براي پيمانکار مشخص نبود اما در نهايت مشخص شد که بايد بستر تست تجهيزات حتي با خريد تهجيزات خاص در صورت لزوم فراهم شود.

  • · با توجه به فرصت‌هاي موجود در حوزة مخابرات کشور، به‌عنوان مثال واگذاري مجوز WiMAX به 4کنسرسيوم داخلي، آيا مي‌توان انتظار داشت به‌زودي شاهد فعاليت بيشتري در زمينة توليد تجهيزات WiMAX باشيم؟

در حال حاضر فعاليت در زمينة توليد تجهيزات WiMAX تقريباً غيرممکن است. با توجه به محدوديت‌هاي موجود در کشور، استفاده از تجهيزات توليدکنندگان چيني اجتناب‌ناپذير است. حداقل بايد سه تا چهار سال قبل به فکر توليد تجهيزات WiMAX مي‌افتاديم. البته ما در شرکت فناوري موج خاور 5 تا 6سال قبل با کمک مرکز صنايع نوين ساخت نمونة تجهيزات WiMAX را آغاز کرديم، اما پس از مدتي شرکت اينتل با توليد نوعي IC که اغلب بخش‌هاي مورد نياز را در خود دارد، گام مهمي در اين زمينه برداشت، و ساخت سيستمي با استفاده از اين‌گونه ICها در تايوان و چين با قيمت بسيار پايين‌تر از توليد داخل، در عمل رقابت با آنها را غيرممکن مي‌‌ساخت. هرچند دانش فني قابل ملاحظه‌اي در اين بخش به‌وجود آمد اما سودآوري يک شرکت در توليد است نه تحقيقات. بخش خصوصي بايد محصولي توليد کند که از نظر اقتصادي به‌صرفه باشد. براي همين با وجود تصور اوليه که مي‌توان در بخش فرستنده‌هاي WiMAX بازار قابل توجهي کسب کرد، ادامة فعاليت در اين عرصه را متوقف کرديم.

  • · در حوزة تجهيزات 3G چطور؟

چند سال قبل، مرکز صنايع نوين تمهيداتي را براي شرکت فنون ارتباطات سيار جهت مطالعه و ارزيابي توليد تجهيزات نسل سوم در نظر گرفته بود، ولي در پي تحولاتي كه در مرکز صنايع نوين صورت گرفت، حمايت‌هاي اين مرکز قطع شد. براي همين بعيد مي‌دانم که شرکت فنون هم کارش را ادامه داده و به جايي رسيده باشد که محصول آماده‌اي براي عرضه داشته باشد. احساس من اين است که زمان براي توليد تجهيزات 3G از دست رفته است. شايد فعاليت در حوزة 4G نسبت به 3G معقول‌تر باشد.

  • · يعني در پروژة اپراتور سوم نمي‌توان روي استفاده از توان داخلي حساب کرد؟

البته در پروژة اپراتور سوم هم اين‌طور نيست که همة BTSها، BTSهاي نسل سوم باشند. شرکت موج خاور به‌عنوان شرکتي که در مزايدة اپراتور سوم شرکت کرده بود در طرح تجاري خود سهم عمده‌اي از BTSها را همچنان به نسل 2.5 و يا نسل 2.75 اختصاص داده بود. در بخش نرم‌افزار و سرويس‌هاي ارزش‌افزوده هم جاي فعاليت زيادي وجود دارد. ضمن آن‌که مزيت مهم اين بخش آن است که شرکت‌هاي با هسته‌هاي کوچک هم مي‌توانند در اين بخش شکل بگيرند و محصول توليد کنند.

نظر
افزودن جدید جستجو
+/-
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
لطفا کد آنتی اسپم نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir"